از ویکیپدیا، دانشنامه آزاد
در فیزیک ریاضی ، 1 های 1 ، ماتریسهای دیراک نیز نامیده میشوند ، مجموعهای از ماتریسهای معمولی با روابط ضد جابجایی خاص که تضمین میکنند نمایش ماتریسی از جبر کلیفورد را ایجاد میکنند . .
همچنین می توان ماتریس های گاما با ابعاد بالاتر را تعریف کرد . هنگامی که به عنوان ماتریس های عملکرد مجموعه ای از بردارهای پایه متعامد برای بردارهای متناقض در فضای مینکوفسکی تفسیر می شود ، بردارهای ستونی که ماتریس ها بر روی آنها عمل می کنند به فضایی از اسپینورها تبدیل می شوند که جبر فضازمان کلیفورد روی آن عمل می کند. این به نوبه خود امکان نمایش چرخش های فضایی بینهایت کوچک و بوست های لورنتس را فراهم می کند . اسپینورها محاسبات فضازمان را به طور کلی تسهیل می کنند و به طور خاص برای معادله دیراک برای اسپین نسبیتی اساسی هستند. 1 2
ذرات. ماتریس های گاما توسط پل دیراک در سال 1928 معرفی شدند . [1] [2]
در نمایش دیراک ، چهار ماتریس گامای متضاد هستند
ماتریس هرمیتی مانند زمان است . سه مورد دیگر ماتریس های فضایی و ضد هرمیتی هستند . فشرده تر، ،
و
جایی که ⊗
نشان دهنده ضرب کرونکر و
(برای j = 1، 2، 3 ) ماتریس های پائولی را نشان دهید .
علاوه بر این، برای بحث در مورد نظریه گروه، ماتریس اتحاد ( I ) گاهی با چهار ماتریس گاما گنجانده می شود، و یک ماتریس کمکی، "پنجم" بدون ردیابی وجود دارد که در ارتباط با ماتریس های گامای معمولی استفاده می شود.
"ماتریس پنجم" عضو مناسبی از مجموعه اصلی چهار نفره نیست. از آن برای جداسازی نمایش های کایرال اسمی چپ و راست استفاده می شود .
ماتریسهای گاما دارای ساختار گروهی هستند، گروه گاما ، که با تمام نمایشهای ماتریسی گروه، در هر بعد، برای هر امضای متریک مشترک است. برای مثال، ماتریسهای پائولی 2×2 مجموعهای از ماتریسهای «گاما» در فضای سهبعدی با متریک امضای اقلیدسی هستند (3، 0). در پنج بعد فضا-زمان ، چهار گامای بالا، همراه با پنجمین ماتریس گاما که در زیر ارائه می شود جبر کلیفورد را ایجاد می کنند.
ویژگی تعیین کننده برای ماتریس های گاما برای ایجاد جبر کلیفورد ، رابطه ضد کموتاسیون است.
جایی که براکت های فرفری نشان دهنده ضد جابجاگر ،
متریک مینکوفسکی با امضای (+ − −−) است و
ماتریس اتحاد 4×4 است .
این ویژگی دترمینان، بنیادیتر از مقادیر عددی مورد استفاده در نمایش خاص ماتریسهای گاما است. ماتریس های گامای کوواریانت توسط تعریف می شوند
و نماد انیشتین فرض می شود.
توجه داشته باشید که قرارداد علامت دیگر برای متریک، (- + + +) نیاز به تغییر در معادله تعریف دارد:
یا ضرب همه ماتریس های گاما درمن، که البته خواص هرمیتیتی آنها را تغییر می دهد که در زیر توضیح داده شده است. تحت قرارداد علامت جایگزین برای متریک، ماتریسهای گامای کوواریانس با تعریف میشوند
جبر کلیفورد در طول فضازمان، V را می توان به عنوان مجموعه ای از عملگرهای خطی حقیقی از V به خودش، End( V ) یا به طور کلی تر، زمانی که پیچیده شده است در نظر گرفت.
به عنوان مجموعه ای از عملگرهای خطی از هر فضای برداری پیچیده چهار بعدی به خودش. ساده تر، با توجه به پایه ای برای V ،
فقط مجموعه ای از همه ماتریس های پیچیده 4×4 است ، اما دارای ساختار جبری کلیفورد است. فرض بر این است که فضازمان دارای متریک مینکوفسکی ημν است . فضایی از بیسپینورها، Ux ، نیز در هر نقطه از فضازمان در نظر گرفته میشود که به نمایش بیسپینور گروه لورنتس مجهز شده است . میدانهای دواسپینور Ψ معادلات دیراک، که در هر نقطه x در فضازمان ارزیابی میشوند، عناصر U x هستند (به زیر مراجعه کنید). جبر کلیفورد بر روی U x نیز عمل می کند (با ضرب ماتریس با بردارهای ستون Ψ( x ) در U x برای همه x ). این دیدگاه اولیه از عناصر خواهد بود
در این بخش.
برای هر تبدیل خطی S از Ux ، یک تبدیل End( Ux ) وجود دارد که توسط SES -1 برای E در .اگر S متعلق به نمایشی از گروه لورنتس باشد، عمل القایی E ↦ SES -1 نیز به نمایشی از گروه لورنتس تعلق خواهد داشت، به نظریه بازنمایی گروه لورنتس مراجعه کنید .
اگر S(Λ) نمایش دواسپینور عمل کننده بر روی Ux یک تبدیل دلخواه لورنتس Λ در نمایش استاندارد (4 بردار) که بر روی V عمل می کند ، یک عملگر مربوطه وجود دارد . با معادله داده می شود:
نشان می دهد که کمیت γ μ را می توان به عنوان مبنای فضای نمایشی از نمایش 4 برداری از گروه لورنتس که در داخل جبر کلیفورد نشسته است، مشاهده کرد . آخرین اتحاد را می توان به عنوان رابطه تعیین کننده برای ماتریس های متعلق به یک گروه متعامد نامعین تشخیص داد که با نماد نمایه شده نوشته شده است. این بدان معنی است که مقادیر فرم
در دستکاری باید به عنوان 4 بردار در نظر گرفته شود. همچنین به این معنی است که شاخص ها را می توان در γ با استفاده از متریک ημν مانند هر بردار 4، افزایش و کاهش داد. به این نماد، علامت اسلش فاینمن می گویند . عملیات اسلش مبنای e μ V یا هر فضای برداری 4 بعدی را به بردارهای پایه γ μ نگاشت می کند . قانون تبدیل برای مقادیر بریده شده ساده است
پ
باید توجه داشت که این با قاعده تبدیل برای γμ متفاوت است ، که اکنون به عنوان بردارهای پایه (ثابت) در نظر گرفته می شوند. به عنوان یک بردار 4 که گاهی اوقات در ادبیات یافت می شود، بنابراین یک اشتباه جزئی است. تبدیل دوم مربوط به تبدیل فعال اجزای یک کمیت بریده شده بر حسب پایه γ μ و اولی به تبدیل غیرفعال خود پایه γ μ است.
المانها نمایشی از جبر لی از گروه لورنتس را تشکیل می دهند. این یک نمایش چرخشی است. هنگامی که این ماتریسها و ترکیبهای خطی آنها بهشدت نشان داده میشوند، نمایشهای بیسپینور گروه لورنتس هستند، به عنوان مثال، S (Λ) بالا به این شکل هستند. فضای 6 بعدی دهانه σ μν فضای نمایش یک نمایش تانسور از گروه لورنتس است. برای عناصر مرتبه بالاتر جبر کلیفورد به طور کلی و قوانین تبدیل آنها، به مقاله جبر دیراک مراجعه کنید . نمایش اسپین گروه لورنتس در گروه اسپین Spin(1,3) (برای اسپینرهای حقیقی و بدون شارژ) و در گروه اسپین پیچیده Spin(1,3) برای اسپینرهای باردار (Dirac) کدگذاری می شود.
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان