پلی میانِ جبرِ جابجایی و مجموعههای جبری در فضای آفین
۱. نگاشتِ همریختی: فرض کنید همریختیِ پوشایی میان دو حلقه برقرار است. در این صورت، با توجه به قضیههای ایزومورفیسمی، حلقهیِ خارجقسمتی متناظر با هستهیِ این نگاشت، ساختاری همارز و متصل به حلقهیِ مقصد پیدا میکند.
۲. پیشتصویرِ ایدهآلها: اگر ایدهآلی دلخواه در حلقهیِ مقصد در نظر بگیریم، پیشتصویرِ آن تحتِ نگاشتِ همریختی، خود یک ایدهآل در حلقهیِ مبدأ تشکیل میدهد.
۳. انتقالِ خاصیتِ نوتری: از آنجا که حلقهیِ مبدأ نوتری است، پیشتصویرِ مزبور متناهیتولید خواهد بود؛ و همین امر تضمین میکند که حلقهیِ خارجقسمتیِ حاصل نیز خاصیتِ نوتری را به ارث میبرد.
نوتریبودن همچون گوهری ناب است که از حلقهیِ بزرگتر به حلقهیِ خارجقسمتی (تصویرِ همریختی) جاری میشود و کثرتِ ایدهآلها را در بندِ متناهی بودن میکشد.
۱. مجموعههای جبریِ آفین: هر مجموعهیِ جبری در فضای آفین، به عنوانِ صفرگاهِ مشترکِ دستهای از چندجملهایها تعریف میشود.
۲. حلقهیِ خارجقسمتیِ مختصات: با توجه به قضیهیِ پایهیِ هیلبرت، حلقهیِ چندجملهایهایِ چندمتغیره بر روی میدانِ پایه، حلقهای نوتری است.
۳. فرجامِ جبری: از آنجا که حلقهیِ مختصاتِ هر مجموعهیِ جبری به صورتِ خارجقسمتِ حلقهیِ چندجملهایها بر روی ایدهآلِ متناظر با آن مجموعه به دست میآید، پس به استنادِ منازلِ پیشین، این حلقهیِ خارجقسمتی نیز قطعاَ نوتری خواهد بود.
این خروجییِ شکوهمند، پیوندِ عمیق میانِ هندسه (مجموعههای جبری) و جبر (حلقههای نوتری و ایدهآلها) را مستحکم میکند و به ما اجازه میدهد تا با ابزارهای جبری، ساختارهای هندسی را مهار کنیم.
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان