منزلِ نخست
از دلسپردن به نوتریبودنِ حلقه تا مهارِ درجاتِ چندجملهایها
۱. فرضِ بنیادین: فرض کنید ایدهآلی دلخواه از حلقهیِ چندجملهایها در اختیار داریم، در حالی که حلقهیِ پایهای ما یک حلقهیِ نوتری است (یعنی هر ایدهآل در آن متناهیتولید است). مقصود آن است که نشان دهیم این ایدهآلِ چندجملهای نیز متناهیتولید است.
۲. رصدِ ضرایبِ پیشرو: مجموعهای از تمامِ ضرایبِ پیشروی چندجملهایهایِ موجود در آن ایدهآل را در نظر میگیریم. این مجموعه شاملِ بالاترین ضریبِ هر چندجملهای است.
۳. نوتریبودنِ ایدهآلِ ضرایب: به روشنی مشخص است که این مجموعهیِ ضرایب، خود یک ایدهآل در حلقهیِ پایهای تشکیل میدهد. از آنجا که حلقهیِ پایهای نوتری است، پس این ایدهآلِ نوین نیز متناهیتولید خواهد بود؛ یعنی تعدادِ متناهی مولد برای آن وجود دارد.
رازِ گامِ اول:
ما با انتقالِ کثرتِ چندجملهایها به حوزهیِ ضرایبِ پیشرو و بهرهگیری از خاصیتِ نوتریِ حلقهیِ پایه، توانستیم سرنخِ مهارِ درجات را به دست آوریم. این همان تبدیلِ بینهایت به متناهی است.
خاتمهِ گامِ اول — آماده برای گامِ دوم (برهانِ خلف و اثباتِ تساوی)
برچسب:
نویسنده: هستی حیدریان